:::عاشق بیقرار:::

سلام به همه دوستای گلم...

حدودا 2ساعت پیش عمو شدم..

یه آقا پسر گل به خونواده ما اضافه شد...

ایشالا که قدمش  مبارک و بابرکت باشه..

توو چه روزی به دنیا اومد وروجک..

پیوند آسمانی حضرت علی و حضرت فاطمه...

پس قدمش ان شاالله خیره...

..................................

ممنونم از همتون واسه تبریکاتون..

واسه بی ریا بودنتون..

مرسی از همه دوستا...

.........................

الهی شکر وبلاگمم درست شده و فعلا داره نشون میده..

نمیدونم باید بگم مرسی پرشین..

یا که...

خیره ان شاالله...

..............

فردا به امید خدا میگن آلبوم مجید خراطها داره میاد..

آلبوم دارم میرم..

مجید خراطها رو خیلی دوس دارم...

هم به خاطر صداش هم واسه شخصیتش..

و هم واسه خاطراتی که از آهنگاش دارم...

.................

دوستون دارم...

یاحق..

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/٢٥ساعت ٤:۳٥ ‎ق.ظ توسط مهدی نظرات ()

سلام..

نمیدونم چرا وبم رو نشون نمیده..

واسه شما هم اینجوری شده؟؟

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/٢٢ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ توسط مهدی نظرات ()

 سلام به همه دوستای بامرام...

حال و احوال..

خوبید؟؟

ایشالا همیشه سالم و سرحال باشید...

..............................

خبر مهم و خوب اینه که هفته دیگه اگه خدا بخواد عمو میشم...

میگن عمو شدن طعم شیرین و خوبی داره...

ایشالا خدا به همه زن و شوهرا بچه خوب و با خدا هدیه کنه...

دعا کنیم واسه اونا که پدر و مادر نشدن خدا ایشالا بهشون یه کوچولوی شیرین هدیه کنه...

...........................

مامان میگه توام دست بجنبون...

توام ایشالا باید زودی بابا بشی...

بعدش میگه هنوز مامانش پیدا نشده میگم بابا بشی... لبخند

بعدش قاطی کردش گفت یا معرفی کن برم خواستگاری یا که خودم برات میرم خواستگاری...

منم فقط خندیدم گفتم حرص نخور مادر من..من فدات شم...

گفت از دست تو...

قربون مادر گلم...

................

سرتون رو خیلی درد آوردم...

شرمنده...

...........

دوستون دارم..

مواظب خودتون و خوبیاتون باشید...

یاحق...

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/۱٩ساعت ٤:٠٦ ‎ق.ظ توسط مهدی نظرات ()

اینقده اعصابم خورده...

نمیدونم چرا بعضی وقتا بدون فکر کاری میکنم که ...هی...

کلا حالم خوش نیست..

خدا دمت گرم...

اصلا نمیدونم چی میگم...

دل لامصبم داره میترکه...

حرف دارما ولی نمیدونم چه جوری بنویسم...

..........................

شرمنده حالم خوش نیست...

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/٩ساعت ٤:٢٩ ‎ق.ظ توسط مهدی نظرات ()

سلام...

نمیدونم حالم خوبه یا بد...

ولی شکر خدا نفسی میاد...

......................................

امروز واسه ی مسئله ایی رفته بودم دادگاه...

چه فضای مسخره و سنگینی داره...

یعنی تو این سی سالی که از خدا عمر گرفتم تا حالا این جاها نرفته بودم...

ولی امروز رفتم...

چقدم استرس داشتم...

اصلا ربطی به منم نداشت ولی خب لطف دوستان شامل حالم شد منم پام باز شد این جور جاها...

ولی ایشالا که خیره...

...........................

قربونش برم امام رضا رو...

فعلا تو خواب ما رو طلبیده...

پسرخالم الان خدمته خواب دیده که رفتم مشهد...

زنگ زده ب خالم که مهدی مشهده؟

خالمم گفته نمیدونم...!!

که زنگ زدن بهم منم گفتم نه..

آقا فعلا صلاح ندونسته برم پابوس...

خدا کنه بطلبه....

........................

آمدم ای شاه براتم بده...

غرق گناهم حسناتم بده...

بهر گدائی به درت آمدم...

رانده ام از خود درجاتم بده..

ضامن هر بیکس و بی یاوری...

بیکسم از خود ثمراتم بده...

یا امام رضا

.........................

التماس دعا....

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/۸ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ توسط مهدی نظرات ()


Design By : Pichak