:::عاشق بیقرار:::

سلام...

نمیدونم حالم خوبه یا بد...

ولی شکر خدا نفسی میاد...

......................................

امروز واسه ی مسئله ایی رفته بودم دادگاه...

چه فضای مسخره و سنگینی داره...

یعنی تو این سی سالی که از خدا عمر گرفتم تا حالا این جاها نرفته بودم...

ولی امروز رفتم...

چقدم استرس داشتم...

اصلا ربطی به منم نداشت ولی خب لطف دوستان شامل حالم شد منم پام باز شد این جور جاها...

ولی ایشالا که خیره...

...........................

قربونش برم امام رضا رو...

فعلا تو خواب ما رو طلبیده...

پسرخالم الان خدمته خواب دیده که رفتم مشهد...

زنگ زده ب خالم که مهدی مشهده؟

خالمم گفته نمیدونم...!!

که زنگ زدن بهم منم گفتم نه..

آقا فعلا صلاح ندونسته برم پابوس...

خدا کنه بطلبه....

........................

آمدم ای شاه براتم بده...

غرق گناهم حسناتم بده...

بهر گدائی به درت آمدم...

رانده ام از خود درجاتم بده..

ضامن هر بیکس و بی یاوری...

بیکسم از خود ثمراتم بده...

یا امام رضا

.........................

التماس دعا....

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/۸ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ توسط مهدی نظرات ()


Design By : Pichak