:::عاشق بیقرار:::

سلام دوستای با معرفت..

خوبید؟؟

ایشالا که غم نبینید لباتون همیشه خنده باشه از نوع حقیقی...!!

...................................

چند وقت پیشا یه هزاری عیدی که حاجی مون بهم سال 84 عیدی داده بود رو لای قرآن دیدم...

جالبش میدونید کجا بود..!!

آرزوهایی که روو پول نوشته بودم..!!

که خدا همشون رو واسم برآورده کرده بود..

واقعا راسته که خدا فراموش نمیکنه و این آدمی هست که قولاش با خداش یادش میره...

ناخداگاه یاد قول قرارامون افتادم..

چه با خدا چه با بنده ی خدا...

چند وقت پیش داشتم ی کتابی میخوندم در مورده خلقت آدم...

که جبرائیل به حضرت آدم میگن که میخوای پیامبران بعد خودت رو بدونی کیا هستن؟

حضرت آدم هم میگن آره خیلی دوس دارم بدونم..

که اسم پیامبران بعد حضرت آدم رو میگن تا میرسن به حضرت داوود..

به اسم حضرت داوود که میرسن حضرت آدم عرض میکنن که چرا سن ایشون اینقدر کمه،از سن من 10سال به ایشون اضافه کنید که قبول حضرت حق میشه..

تا میرسه روز رفتن حضرت آدم از دنیای فانی که حضرت عزرائیل میان برای جون گرفتن..

ولی حضرت آدم میگن که من هنوز 10سال وقت دارم،میگن شما اون روز 10سال از عمرت رو به حضرت داوود بخشیدی..

ولی حضرت آدم واقعا یادشون نمیاد، که خدا از اون روز امر میکنن حتما قول قرارتون رو بنویسید تا فراموش نکنید.

.........................................

کاش قول قرارمون هیچ وقت یادمون نره..

قول قرارمون با خدا..

یا بنده خدا...

بعضیا یادشون میره این قول قرار یه زندگی میسازه یا که خدای نکرده یه زندگی رو یا چند تا زندگی رو نابود میکنه...

همیشه پایبند قول و قرارمون باشیم...

.................

از همتون التماس دعا دارم...

خیلی حرف زدمو نوشتم..

سرتون درد اومد، مرسی ازتون، مرسی از چشای قشنگتون که میایید اینجا و مطالب من رو میخونید..

ممنون که هستید...

دوستون دارم..

یاحق...

نوشته شده در ۱۳٩٥/٥/۱٢ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط مهدی نظرات ()


Design By : Pichak